تبليغاتX
محفل انس




موضوع هاي وبلاگ

مطالب کوتاه اخلاقی ، عرفانی
مطالعه در آفاق
فلسفه
زندگي علما و عرفاي شيعه
شخصی
پيوند هاي روزانه
اشعار عرفانی،نصایح و حکایات بزرگان
دانا برای آنهائی که بیشترمیخواهند بدانند
کمال انسانی و عروج روحانی در سلوک عرفانی
کمی شعور
خط فاصله
اندرین پستی.. (عبید)
دوستانه(it کرج 84)
وبلاگ های دیگر از همین نویسنده

وبلاگ قبلی
english weblog
الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه
آرشيو مطالب

آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
آشنايي با نگارندگان
برکت از نظر نگارنده در پاسخ سوال قاسم
برکت یعنی تاثیر در میزان استعداد جهت دریافت فیض واسع. می دانی که خداوند فیاض است و محال است استعداد باشد اما افاضه نشود. آن چیزی با برکت تر است که بتواند موجودات بیشتری را لیاقت دریافت فیض بدهد.
weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | پنجشنبه سی ام آبان 1387
موضوع:
| لينک ثابت
دوازده درهم با بركت
   شخصى محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد ديد لباس كهنه به تن دارد. دوازده درهم به حضرت تقديم نمود و عرض كرد:
يا رسول الله ! با اين پول لباسى براى خود بخريد. رسول خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: پول را بگير و پيراهنى برايم بخر! على عليه السلام مى فرمايد:
- من پول را گرفته به بازار رفتم پيراهنى به دوازده درهم خريدم و محضر پيامبر برگشتم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله پيراهن را كه ديد فرمود:
اين پيراهن را چندان دوست ندارم پيراهن ارزانتر از اين مى خواهم ، آيا فروشنده حاضر است پس بگيرد؟
على مى فرمايد:
من پيراهن را برداشته به نزد فروشنده رفتم و خواسته رسول خدا صلى الله عليه و آله را به ايشان رساندم ، فروشنده پذيرفت .
پول را گرفتم و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدم ، سپس همراه با رسول خدا به طرف بازار راه افتاديم تا پيراهنى بخريم .
در بين راه ، چشم حضرت به كنيزكى افتاد كه گريه مى كرد.
پيامبر صلى الله عليه و آله نزديك رفت و از كنيزك پرسيد:
- چرا گريه مى كنى ؟
كنيز جواب داد:
- اهل خانه به من چهار درهم دادند كه متاعى از بازار برايشان بخرم . نمى دانم چطور شد پول ها را گم كردم . اكنون جراءت نمى كنم به خانه برگردم .
رسول اكرم صلى الله عليه و آله چهار درهم از آن دوازده درهم را به كنيزك داد و فرمود:
هر چه مى خواستى اكنون بخر و به خانه برگرد.
خدا را شكر كرد و خود به طرف بازار رفت و جامه اى به چهار درهم خريد و پوشيد.
در برگشت بر سر راه برهنه اى را ديد، جامه را از تن بيرون آورد و به او داد و خود دوباره به بازار رفت و پيراهنى به چهار درهم باقيمانده خريد و پوشيد سپس به طرف خانه به راه افتاد.
در بين راه ، باز همان كنيزك را ديد كه حيران و اندوهناك نشسته است . فرمود:
چرا به خانه ات نرفتى ؟
- يا رسول الله ! دير كرده ام ، مى ترسم مرا بزنند.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
- بيا با هم برويم . خانه تان را به من نشان بده ، من وساطت مى كنم كه از تقصيراتت بگذرند.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله به اتفاق كنيزك راه افتاد. همين كه به جلوى در خانه رسيدند كنيزك گفت :
- همين خانه است .
رسول اكرم صلى الله عليه و آله از پشت در با صداى بلند گفت :
- اى اهل خانه سلام عليكم !
جوابى شنيده نشد. بار دوم سلام كرد. جوابى نيامد. سومين بار سلام كرد، جواب دادند:
- السلام عليك يا رسول الله و رحمة الله و بركاته !
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
- چرا اول جواب نداديد؟ آيا صداى مرا نمى شنيديد؟
اهل خانه گفتند:
- چرا! از همان اول شنيديم و تشخيص داديم كه شماييد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
- پس علت تاءخير چه بود؟
گفتند:
- دوست داشتيم سلام شما را مكرر بشنويم !
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
- اين كنيزك شما دير كرده ، من اينجا آمدم تا از شما خواهش كنم او را مؤ اخذه نكنيد.
گفتند:
- يا رسول الله ! به خاطر مقدم گرامى شما اين كنيزك از همين ساعت آزاد است .
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله با خود گفت : خدا را شكر! چه دوازده درهم بابركتى بود، دو برهنه را پوشانيد و يك برده را آزاد كرد!



منبع : داستانهاى بحارالانوار (محمود ناصرى)


weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | جمعه سوم آبان 1387
موضوع:
| لينک ثابت
بد خلقى فشار قبر مى آورد!
   به رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر دادند كه سعد بن معاذ فوت كرده . پيغمبر صلى الله عليه و آله با اصحابشان از جاى برخاسته ، حركت كردند. با دستور حضرت - در حالى كه خود نظارت مى فرمودند - سعد را غسل دادند.
پس از انجام مراسم غسل و كفن ، او را در تابوت گذاشته و براى دفن حركت دادند.
در تشييع جنازه او، پيغمبر صلى الله عليه و آله پابرهنه و بدون عبا حركت مى كرد. گاهى طرف چپ و گاهى طرف راست تابوت را مى گرفت ، تا نزديكى قبر سعد رسيدند. حضرت خود داخل قبر شدند و او را در لحد گذاشتند و دستور دادند سنگ و آجر و وسايل ديگر را بياورند! سپس با دست مبارك خود، لحد را ساختند و خاك بر او ريختند و در آن خللى ديدند آنرا بر طرف كردند و پس از آن فرمودند:
- من مى دانم اين قبر به زودى كهنه و فرسوده خواهد شد، لكن خداوند دوست دارد هر كارى كه بنده اش انجام مى دهد محكم باشد.
در اين هنگام ، مادر سعد كنار قبر آمد و گفت :
- سعد! بهشت بر تو گوارا باد!
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
- مادر سعد! ساكت باش ! با اين جزم و يقين از جانب خداوند حرف نزن ! اكنون سعد گرفتار فشار قبر است و از اين امر آزرده مى باشد.
آن گاه از قبرستان برگشتند.
مردم كه همراه پيغمبر صلى الله عليه و آله بودند، عرض كردند:
يا رسول الله ! كارهايى كه براى سعد انجام داديد نسبت به هيچ كس ‍ ديگرى تاكنون انجام نداده بوديد: شما با پاى برهنه و بدون عبا جنازه او را تشييع فرموديد.
رسول خدا فرمود:
ملائكه نيز بدون عبا و كفش بودند. از آنان پيروى كردم .
عرض كردند:
گاهى طرف راست و گاهى طرف چپ تابوت را مى گرفتيد!
حضرت فرمود:
چون دستم در دست جبرئيل بود، هر طرف را او مى گرفت من هم مى گرفتم !
عرض كردند:
- يا رسول الله صلى الله عليه و آله بر جنازه سعد نماز خوانديد و با دست مباركتان او را در قبر گذاشتيد و قبرش را با دست خود درست كرديد، باز مى فرماييد سعد را فشار قبر گرفت ؟
حضرت فرمود:
- آرى ، سعد در خانه بداخلاق بود، فشار قبر به خاطر همين است !



منبع : داستانهاى بحارالانوار (محمود ناصرى)


weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | جمعه سوم آبان 1387
موضوع:
| لينک ثابت
رعايت حجاب در نزد نابينا!
   امّ سلمه نقل مى كند:
در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله بودم . يكى از همسرانش به نام ميمونه نيز آنجا بود. در اين هنگام ، ابن امّ مكتوم كه نابينا بود به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد. پيامبر صلى الله عليه و آله به من و ميمونه فرمود:
- حجاب خود را در برابر ابن مكتوم رعايت كنيد!
پرسيدم :
- اى رسول خدا! آيا او نابينا نيست ؟ بنابراين حجاب ما چه معنى دارد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
- آيا شما نابينا هستيد؟ آيا شما او را نمى بينيد؟
زنان نيز بايد چشمانشان را از نامحرم ببندند.



منبع : داستانهاى بحارالانوار (محمود ناصرى)


weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | جمعه سوم آبان 1387
موضوع:
| لينک ثابت
گريه پيامبر صلى الله عليه و آله !
   رسول خدا صلى الله عليه و آله شبى در خانه همسرشان امّ سلمه بود. نيمه شب از خواب برخاست و در گوشه تاريكى مشغول دعا و گريه زارى شد.
امّ سلمه كه جاى رسول خدا صلى الله عليه و آله را در رختخوابش ‍ خالى ديد، حركت كرد تا ايشان را بيابد. متوجه شد رسول اكرم صلى الله عليه و آله در گوشه خانه ، جاى تاريكى ايستاده و دست به سوى آسمان بلند كرده اند. در حال گريه مى فرمود:
خدايا! آن نعمت هايى كه به من مرحمت نموده اى از من نگير!
مرا مورد شماتت دشمنان قرار مده و حاسدانم را بر من مسلط مگردان !
خدايا! مرا به سوى آن بديها و مكروههايى كه از آنها نجاتم داده اى برنگردان !
خدايا! مرا هيچ وقت و هيچ آنى به خودم وامگذار و خودت مرا از همه چيز و از هر گونه آفتى نگهدار!
در اين هنگام ، امّ سلمه در حالى كه به شدت مى گريست به جاى خود برگشت . پيامبر صلى الله عليه و آله كه صداى گريه ايشان را شنيدند به طرف وى رفتند و علت گريه را جويا شدند.
امّ سلمه گفت :
- يا رسول الله ! گريه شما مرا گريان نموده است ، چرا مى گرييد؟ وقتى شما با آن مقام و منزلت كه نزد خدا داريد، اين گونه از خدا مى ترسيد و از خدا مى خواهيد لحظه اى حتى به اندازه يك چشم به هم زدن به خودتان وانگذارد، پس واى بر احوال ما!
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:
- چگونه نترسم و چطور گريه نكنم و از عاقبت خود هراسان نباشم و به خودم و به مقام و منزلتم خاطر جمع باشم ، در حالى كه حضرت يونس ‍ عليه السلام را خداوند لحظه اى به خود واگذاشت و آمد بر سرش آنچه نمى بايست ! 



منبع : داستانهاى بحارالانوار (محمود ناصرى)


weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | جمعه سوم آبان 1387
موضوع:
| لينک ثابت
نوبت را رعايت كنيد!
   روزى پيامبر صلى الله عليه و آله در حال استراحت بود، فرزندشان امام حسن عليه السلام آب خواست ، حضرت نيز قدرى شير دوشيد و كاسه شير را به دست وى داد، در اين حال ، حسين عليه السلام از جاى خود بلند شد تا شير را بگيرد، اما رسول خدا صلى الله عليه و آله شير را به حسن عليه السلام داد.
حضرت فاطمه عليهاالسلام كه اين منظره را تماشا مى كرد عرض كرد:
- يا رسول الله ! گويا حسن را بيشتر دوست دارى ؟
پاسخ دادند:
- چنين نيست ، علت دفاع من از حسن عليه السلام حق تقدم اوست ، زيرا زودتر آب خواسته بود. بايد نوبت را مراعات نمود



منبع : داستانهاى بحارالانوار (محمود ناصرى)


weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | جمعه سوم آبان 1387
موضوع:
| لينک ثابت
سفارش هايى از پيامبر صلى الله عليه و آله
   شخصى محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شد و از ايشان درخواست نمود تا به او توصيه اى بنمايند.
حضرت اين گونه توصيه فرمودند:
- من به تو سفارش مى كنم براى خدا شريك قرار ندهى ، اگر چه در آتش ‍ بسوزى و شكنجه ببينى !
پدر و مادرت را نيز اذيت مكن و به آنان نيكى كن ، زنده باشند يا مرده . اگر دستور دهند كه از خانواده و زندگيت دست بردارى چنين كن ! و اين نشانه ايمان است . آنچه كه اضافه دارى در اختيار برادر دينى ات بگذار!
در برخورد با برادر مسلمانت گشاده رو باش !
به مردم اهانت مكن و باران رحمتت را بر آنان ببار!
هر كدام از مسلمانان را ديدار كردى سلام برسان !
مردم را به سوى اسلام دعوت كن !
بدان كه هر كارگشايى تو ثواب بنده آزاد كردن را دارد، بنده اى كه از فرزندان يعقوب است .
بدان كه شراب و تمام مست كننده ها حرامند



منبع : داستانهاى بحارالانوار (محمود ناصرى)


weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | جمعه سوم آبان 1387
موضوع:
| لينک ثابت
لبخند پيامبر صلى الله عليه و آله
  روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، به طرف آسمان نگاه مى كرد، تبسمى نمود. شخصى به حضرت گفت :
يا رسول الله ما ديديم به سوى آسمان نگاه كردى و لبخندى بر لبانت نقش بست ، علت آن چه بود؟
رسول خدا فرمود:
- آرى ! به آسمان نگاه مى كردم ، ديدم دو فرشته به زمين آمدند تا پاداش ‍ عبادت شبانه روزى بنده با ايمانى را كه هر روز در محل خود به عبادت و نماز مشغول مى شد، بنويسند؛ ولى او را در محل نماز خود نيافتند. او در بستر بيمارى افتاده بود.
فرشتگان به سوى آسمان بالا رفتند و به خداوند متعال عرض كردند:
ما طبق معمول براى نوشتن پاداش عبادت آن بنده با ايمان به محل نماز او رفتيم . ولى او را در محل نمازش نيافتيم ، زيرا در بستر بيمارى آرميده بود.
خداوند به آن فرشتگان فرمود:
تا او در بستر بيمارى است ، پاداشى را كه هر روز براى او هنگامى كه در محل نماز و عبادتش بود، مى نوشتيد، بنويسيد. بر من است كه پاداش ‍ اعمال نيك او را تا آن هنگام كه در بستر بيمارى است ، برايش در نظر بگيرم .



منبع : داستانهاى بحارالانوار (محمود ناصرى)


weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | جمعه سوم آبان 1387
موضوع:
| لينک ثابت
تایید و تکذیب ارتداد اکبر گنجی
سایت هایی بر اساس یک استفتا حکم ارتداد اکبر گنجی را گرفتند و سایت هایی آن را تکذیب کردند
اما به راستی ؟؟؟
 ۱ - هر کسی که از راه رسید هر چیزی را باید زیر سوال ببرد؟ حتی اگر در آن جایگاه نباشد؟
 ۲ - آیا حالا که برد، حکمی باید در باره او کرد
  ۳  - علمی بودن یک بحث دلیل کافی ای است برای اینکه حکم فقهی در مورد او صادر نشود؟؟

نتیجه: اگر حرف ها از گنجی بوده
  حرف هایی است که شبهه است و باید پاسخ داده سود
  به پیشرفت علم شاید کمک کند
  شاید بعضی ها را از خواب بیدار کند و به تکاپو بیندازد
  اما حکم فقهی اش هم سر جایش درست است

weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | چهارشنبه یکم آبان 1387
موضوع:
| لينک ثابت
مطالب جدید وبلاگ
حدیث در نفی رویت خدا
weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | چهارشنبه یکم آبان 1387
موضوع:
مطالب کوتاه اخلاقی ، عرفانی| لينک ثابت
سخن حكيمان و دانشمندان ، مشاهير...
سخن حكيمان و دانشمندان ، مشاهير...
نامورى گفته است : واى بر آن كس ! كه آخرت خود، به صلاح دنياى خويش ويران كند. ساخته خويش بگذارد و بگذرد و به ويرانى روى كند و جاويد بماند.
سخنان مؤلف كتاب (نثر و نظم )
مؤلف در (سوانح سفر حجاز) گفته است :
صمت عادت شو! كه از يك گفتنك
مى شود زنار، اين تحت الحنك
گوش بگشا! لب فرو بند از مقال !
هفته هفته ، ماه ماه و سال سال
خامشى را آن قدر كن ورد جان !
كه فراموشت شود لفظ زبان
رنج راحت دان ! چو شد مطلب بزرگ
گرد گله توتياى چشم گرگ

weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | سه شنبه بیست و سوم مهر 1387
موضوع:
مطالب کوتاه اخلاقی ، عرفانی| لينک ثابت
اسرار نماز
 در نماز شش عامل مهم وجود دارد ۱ - حضور دل
۲ - فهم تدریجی
۳ - تعظیم
۴ - هیبت
۵ - حیا
۶ - امید

حضور دل یا حضور قلب با اراده بوجود می‌آید. اراده ی انسان هم به چیزی تعلق نمی گیرد مگر اینکه در آن خیری و یا اثر خاصی سراغ داشته باشد. مثلا اگر منتظر خبر خاصی باشد به محض شروع اخبار، با توجه کامل به سوی آن می‌رود و صداهای اطراف را نمی‌شنود و یا تحمل نمی‌کند. فرد مومن هم بداند که نماز،‌ معراج اوست. واقعا معراج اوست. راه به معراج رفتن برای انسان بسته نیست و این راه منحصر در نماز است. اگر انسان بداند که این نماز اینقدر اهمیت دارد و این را باور کند،‌ اراده هم حاصل می‌شود. اما واقعا و انصافا، نماز معراج مومن است. این را بدانیم و باور کنیم که راست است.

دومین عامل، فهم تدریجی است. نماز خاصیتی دارد که در صورتی که در حرف ها و اعمال آن دقت شود و حضور قلبی باشد، در هر نماز، فهم جدیدی حاصل می‌شود. شرط آن این است که نه تنها عبارات و اعمال نماز را با توجه به معنا و مفهوم آن انجام دهد، بلکه از صمیم قلب و با اعتقاد راسخ باشد. وقتی می‌گوید خدایا مرا به راه مستقیم هدایت کن، فقط یک معنا نباشد، بلکه از صمیم دل این را از خدا بخواهد و طالب باشد و طلبکار هدایت و بخواهد و التماس کند و وقتی به سجد می‌رود واقا خود را ذلیل بداند در برابر خدا و واقعا از سر کوچکی و بی‌چارگی سر به زمین گذاشته و لب به سخن بگشاید و با اعتقاد راسخ و از صمیم دل بگوید پاک است خدای من و منزه است از توصیفات بشری ما و بزرگ ترین و بالاترین است و من اورا می‌ستایم.

ان شاءالله اگر خداوند توفیق بدهد هر بار مطلبی در باره اسرار نماز با اقتباس از کتب بزرگان مخصوحا اسرارالصلوة مرحوم مبرزا جواد آقا ملکی تبریزی و آداب نماز مرحوم امام خمینی نقل خواهد شد.
weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | پنجشنبه یازدهم مهر 1387
موضوع:
مطالب کوتاه اخلاقی ، عرفانی| لينک ثابت
امام زضا

قال رسول الله ص ستدفن بضعة مني بخراسان ما زارها مكروب إلا فرج الله كربته و لا مذنب إلا غفر الله ذنوبه
پیامبر اکرم فرمودند: پاره ای از من در خراسان دفن می‌شود. گرفتاری(مکروبی)  او را زیارت نکند،مگر اینکه  خداوند گرفتاری او را گشایش می‌دهد و گناهکاری او را زیارت نمی‌کند جز اینکه خداوند او را می‌آمرزد.

قال سمعت الرضا ع يقول ما زارني أحد من أوليائي عارفا بحقي‏ إلا تشفعت فيه يوم القيامة
شنیدم امام رضا می‌فرمودند، زیارت نمی‌کند احدی از اولیای من در حالی که حق مرا می‌شناسد مگر اینکه من او را در قیامت شفاعت می‌کنم.
جامع الاخبار

weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | دوشنبه هشتم مهر 1387
موضوع:
مطالب کوتاه اخلاقی ، عرفانی| لينک ثابت
اقامتگاه حضرت مهدى عليه السلام كجاست ؟
 مى پرسند: امام قائم (عج ) كجاست و آيا فرزند و همسر دارد؟
پاسخ : از قواعد و روايات معصومين عليهم السلام استفاده مى شود كه امام قائم (عج ) هم اقامتگاه مخصوص دارد و هم زن و فرزند. در مورد اقامتگاه آن حضرت نخست بايد توجه داشت كه آن حضرت همه ساله در مراسم عظيم حج شركت مى كند.  و بعضى از سعادتمندان در مراسم حج به محضرش شرفياب شده اند. همچنين هر جا كه بخواهند از مشاهد مشرفه و... خواهد رفت . اما در مورد اقامتگاه آن حضرت و فرزندان و بستگان و ياران مخصوص ‍ (اوتاد) چندين مكان ماند: مدينه ، دشت حجاز، كوه رضوى ، كرعه  و سرزمينهاى دور دست و... گفته شده است . در ميان اين گفتار آنچه بيشتر نظرها را جلب مى كند اين است كه اقامتگاه آن حضرت و فرزندانش و گروهى از خواص يارانش در جزيره اى از درياى بزرگ مى باشد. از امام هادى عليه السلام داستانى نقل شده كه خلاصه اش اين است : حضرت مهدى (عج ) و فرزندانش در جزيره هائى بسيار بزرگ و پهناور در دريا زندگى مى كند و عدد شيعيان آنجا بسيار زياد است ، و فرزندان وى هر يك حاكم جزيره اى هستند و خدا بهتر مى داند.


نام كتاب : حضرت مهدى (ع) فروغ تابان ولايت
 مؤ لف : محمد محمدى اشتهاردى
weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | دوشنبه هشتم مهر 1387
موضوع:
| لينک ثابت
برهان انی و لمی
برهان بر دو قسم است. برهان انی و برهان لمی
 برهان انی ما را از علت به سوی معلول می برد و برهان لمی ما را از معلول به سمت علت
اگر کسی بگوید : دود در آسمان می بینم. پس جایی آتش گرفته است  برهان که به کار برده برهان انی است یا لمی؟
جواب : این برهان لمی است. چون دود معلول آتش است و من از دیدن معلول پی به وجود علت بردم.

سوال : اینجا آتش گرفته پس باید دودی از آن بلند شود این برهان انی است یا لمی؟
جواب :  چون از علت دود که آتش است پی بردم که باید دودی بلند شود پس برهانی انی به کار برده ام

سوال: شناخت شما از وجود خداوند با استفاده از برهان لمی بوجود آمده یا انی؟

سوال: برهان انی محکم تر و معتبر تر است یا لمی؟



 
weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | جمعه بیست و دوم شهریور 1387
موضوع:
| لينک ثابت
دامنه شخصی
به علت اینکه وابستگی به دامنه های عمومی کمتر شود و مجال فعالیت وسیع تر وجو داشته باشد وبلاگ را به دامنه شخصی منتقل کردم
weblog.ziaei.ir
www.ziaei.ir
 

weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | چهارشنبه بیستم شهریور 1387
موضوع:
| لينک ثابت
قرار نیست که همیشه در این دنیا باشیم ....
کاهی هم یادمون باشه ... هیچکدوم در این دنیا ماندگار نیستیم
دیر یا زود باید رفت



weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | جمعه پانزدهم شهریور 1387
موضوع:
مطالب کوتاه اخلاقی ، عرفانی| لينک ثابت
خدا افسانه نیست
خداوند یک خیال یا یک تصور و یا یک احساس شاعرانه نیست که بر اساس نحوه تفکر من و تو تغییر کند. خداوند عین واقعیت و بالاترین مرحله ی وجود داشتن است.
خداوند اینجاست نه بصورت یک حس توهمی و یک خیال بلکه بصورت کاملا واقعی.
خداوند توهمی پرستیدن دور از بت پرستی نیست. خوب نگاه کنیم ببینیم چه کسی را به خدایی می پرستیم؟ خدای خیالمان را یا خدای واحد احد؟

weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387
موضوع:
مطالب کوتاه اخلاقی ، عرفانی| لينک ثابت
معرفت
معرفت‌ خدا انيس‌ انسان‌ است‌ از هر دهشتي‌،و همنشين‌ اوست‌ از هر تنهائي‌ و وحدتي‌،و نور است‌ از هر ظلمتي‌،و قوّه‌ است‌ از هر ضعفي‌،و شفا است‌ از هر دردي‌.


شخص‌ عارف‌ پيكرش‌ با مخلوقات‌ است‌ و دلش‌ با خداست‌؛بطوريكه‌ اگر بقدر يك‌ ردّ شعاع‌ نور چشم‌ از خدا غفلت‌ ورزد،در آن‌ دم‌ از اشتياق‌ به‌ سوي‌ او مي‌ميرد . و عارف‌ امانت‌دار گنجينه‌ها و ذخائر امانتهاي‌ خداست‌،و گنج‌ اسرار اوست‌،و معدن‌ نور اوست‌،و راهنماي‌ رحمت‌ اوست‌ بر خلائقش‌،و مركب‌ راهوار علوم‌ و عرفان‌ اوست‌،و ترازوي‌ سنجش‌ فضل‌ و عدل‌ اوست‌ . او از جميع‌ خلق‌ عالم‌ و از مرادهاي‌ خود و از دنيا بي‌نياز گرديده‌ است‌،مونسي‌ ندارد به‌ جز خدا،و گفتاري‌ و اشاره‌اي‌ ندارد و نَفَسي‌ بر نمي‌آورد مگر به‌ خدا و براي‌ خدا و از خدا و با خدا . اوست‌ كه‌ در باغهاي‌ قدس‌ و طهارت‌ حريم‌ خداوند رفت‌ و آمد مي‌كند،و از لطائف‌ فضل‌ او توشه‌ بر مي‌دارد . معرفت‌،اساس‌ و بنيان‌ است‌ و ايمان‌ فرع‌ آنست‌. مصباح‌ الشّريعة

weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | یکشنبه دهم شهریور 1387
موضوع:
مطالب کوتاه اخلاقی ، عرفانی| لينک ثابت
خواندنی ها
محتویات این وبلاگ شامل مقاله پر محتوایی در مورد حب خداوند و طی طریق هدایت است که البته معرفی آن به معنای تایید صد درصد همه گفته های آن نمی باشد با این حال بنده این وبلاگ را کاملا مطالعه کردم و استفاده ی زیادی هم بردم و به دوستان عزیزم هم پیشنهاد می کنم مطالعه کنند.

http://esharat.persianblog.ir

به مناسبت آغاز ماه مبارک هم مطلبی که در این وبلاگ دیدم خوب بود
tazkie.blogfa.com

از اینکه مدت زیادی است که تاخیر در پست کردن مطالب پیش می آید عذر خواهی می کنم. علت بیشتر این است که نوشتن این طور مطالب شرایط خاصی می خواهد و بیشتر از همه حرفی برای گفتن داشتن می خواهد و عامل به آن حرف بودن
 

weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | شنبه نهم شهریور 1387
موضوع:
شخصی| لينک ثابت
فلسفه برای کودکان

Think of doing philosophy with children. What picture does this conjure up? Should we imagine classes slaving over the works of Plato or listening to a lecture on educational philosophy? Think again.

 

Whether it is truth or beauty, friendship or fairness, what?s right or what?s real, philosophy deals with so many things that children love to discuss. Set these ideas and concerns in stories and novels written for children. Add to this the procedures of classroom inquiry based upon the philosophical tools of reasoning and imaginative exploration. Top it off with a teacher whose role is to develop and challenge the students thinking. This is the starting point for philosophy for children

http://www.p4c.org.nz/

 اگر چه عنوان رايج اين برنامه، فلسفه براي كودكان و نوجوانان است، اما هدف اين برنامه آموزش  فلسفه  به معناي رايج كلمه به كودكان و نوجوانان نيست.

هدف  اصلي  اين برنامه، بالا بردن و تقويت قدرت  تشخيص، تميز، استدلال و داوري آنهااست،  و در عين حال آشنايي آنها با برخي مفاهيم مورد علاقه و مورد  نيازشان  از اهداف  اين برنامه است

weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387
موضوع:
فلسفه| لينک ثابت
خدا از همه بیشتر هست

 

این یکی از علمی ترین نتایج فلسفه اسلامی است که خداوند بیشتر از همه هست از همه جهت

یعنی هستن او بیشترین است

خدایا هستن تو.  تو هستی و ما در حضورت به فیض هستی تو نسیمی از بودن را استشمام می کنیم

کمک کن که در راه تو باشیم و با تو و بنده ی تو

و ما را در جوار خودت عاقبت به خیر و متنعم گردان


weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387
موضوع:
| لينک ثابت
؟

 

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8703129747


weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387
موضوع:
| لينک ثابت
حدیث

از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمود: بنده اى مزه ايمان را نمى چشد مگر اينكه بداند كه آنچه به او رسيده نمى توانست به او نرسد و خطا رود و آنچه كه به خطا رفته و به او نرسيده نمى شد كه به او برسد و بداند كه زيان رساننده و سوددهنده فقط خداى عزوجل است .

 از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: هيچ چيزى نيست جز اينكه براى آن حدى است - راوى گويد: - عرض كردم فدايت شوم حد توكل چيست ؟ فرمود: يقين . عرض كردم : حد يقين چيست ؟ فرمود: حد يقين آن است كه با وجود خداوند از هيچ چيز نترسى .

اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمايد: اجل به عنوان نگاهبان براى آدمى بس است .


weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | شنبه چهارم خرداد 1387
موضوع:
مطالب کوتاه اخلاقی ، عرفانی| لينک ثابت
اخلاص
قال امیرالمومنین علیه السلام:

اخلص فلبک یکفیک القلیل من العمل

قلب خود را از نیت های غیر خدایی خالص بگردان، عمل اندک هم برای تو کافی خواهد بود.

زیادی عمل گرشد ترا نغز

بود مانند جوزی خالی از مغز

خلوص نیت ار مقیاس باشد

قلیلش بهتر از الماس باشد

التماس دعا

www.ghadeer.org


weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | پنجشنبه دوم خرداد 1387
موضوع:
مطالب کوتاه اخلاقی ، عرفانی| لينک ثابت
برای خدا قدم برداشتن
گاهی انسان قصد دارد که از نقطه الف به نقطه ب برود و رسیدن به نقطه ب برای او هیجان انگیز و مهم است. گاهی این حرکت زمانی است مثلا کسی که دوست دارد زود تر به زمان فارغ التحصیلی برسد و گاهی مکانی مثل کسی که دوست دارد زود تر به خانه برسد و در این رسیدن هیجان و علاقه ی خاصی است. معمولا در این گونه حالت ها انسان دوست دارد هرچه زود تر این فاصله را طی کند. دوست دارد زمان زود تر حرکت کند و مکان زود تر پیموده شود. اما  در این بین غافل است از این حقیقت که این زمان خود بخش مهمی از زندگی و عمر او می باشد و دارای ارزش.
یک واقعیت تلخ در زندگی انسان های خاکی این است که همه زمان ها و مکان ها می گذرند چه آنهایی که به آن علاقه داریم و چه آنهایی که دوست داریم زود تر از آنها بگذریم. ایام هجران و وصل هر دو سریع می گذرند. و برای انسان همیشه این سوال خود نمایی می کند که چه کنم که زمان هایم ماندگار شوند و عبور هایم مفید باشند و مثل برگ پاییزی به زمین نریزند؟
زیبا ترین اکسیر دوام دهنده به لحظات و جاودانه کننده ی افعال و زمان ها و تنها اکسیر نگهدارنده ی خوبی ها همان قدم برداشتن برای خداست. یعنی اینکه درست در همان لحظه ای که چند قدم بیشتر تا جایی که باید یرسم باقی نمانده و شور و هیجان تمام وجودمان را فرا گرفته لحظه ای بایستیم، تصمیم بگیریم این چند قدم را برای خدا برداریم، نیت کنیم، هدف خدایی انتخاب کنیم، حتی اگر می توانیم وضویی بگیریم و بعد آرام و مطمئن با نگاهی به خدایی که همیشه مارا می نگرد قدم بزنیم یا بدویم تا به مقصد اما دویدنی که اینبار برای خداست!!! در این صورت خیالمان راحت است که این زمان نگذشته و نابود نشده و برای همیشه برای ما باقیست، نه مانند باقی ماندن خاطره ها بلکه همانند واقعی ترین باقی ماندن ها و ملموس ترین و محسوس ترین آنها .

weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | شنبه سی و یکم فروردین 1387
موضوع:
مطالب کوتاه اخلاقی ، عرفانی| لينک ثابت
خدایا
خدایا . . .
شکرت که هر روز مرا بیشتر با دنیا آشنا می کنی !
شکرت که دانستم. کمکم کن که دانشم را به عمل بکشانم.
شکرت که آنچه خواستم دادی. کمک کن که ترا بیشتر بخواهم و بخوانم
 

weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387
موضوع:
| لينک ثابت
معجزه
۷:۳۰ صبح :
گاهی دل انسان لک می زنه برای اینکه معجزه ای ببینه و ایمانش به خدای خود بیشتر و محکم تر بشه! یعنی خیالش راحت بشه. اما معجزه، چشم معجزه بین هم می خواهد. با هر چشمی نمی شود معجزه دید. اگر فرعون معجزه موسی را قبول نکرد به این علت نبود که معجزه را دید و نپذیرفت. بلکه به این علت بود که معجزه را اصلا ندید. یعنی چشم معجزه بین نداشت.
چشمی که اسیر آرزوهای مادی و زرق و برق دنیا شده، معجزه نمی بیند. من و تو هم اگر چشم معجزه بین نداشته باشیم، نمی بینیم. حتی اگر عصای موسی جلوی ما اژدها شود. اما برای کسانی که چشم معجزه بین دارند، دو معجزه عظیم هست . یکی خارج از ما و یکی درون ما.
معجزه ی خارج از من همین دنیاست و دیدنی های آن. معجزه یعنی آنچه انسان عادی از آن عاجز است. آیا انسان می تواند خورشید را طلوع دهد یا زمینی که در این فضای لایتناهی مانند گلوله ی بی هدفی با سرعت در حرکت است را آنچنان هدایت کند که به سیاره ی دیگری برخورد نکند؟ آیا می تواند حتی کرم ابریشمی را به پروانه شدن بکشاند؟
و مجزه ی درون که عظیم است و عجیب. معجزه ی خود آگاهی. اینکه من منم. خیلی سخت است. چه کسی چیزی آفرید که خود را می شناسد؟ با کدام علم می شود موجود خود آگاه ساخت؟ شناخت این معجزه با من کیستم آغاز می شود.
نیک بنگر. آنچنان سراسر وجود را معجزه فرا گرفته که حتی برای لحظه ای هم نمی شود چشم به جایی دوخت که معجزه ای دیده نشود. معجزه منم. معجزه تویی. معجزه تمام هستی و افکار و بودن ماست. معجزه غم ها و شادی های ماست و محبت ها و دوستی های ماست. مگر در دعا های ائمه ندیده اید که اوست خدایی که می خنداند و می گریاند. آنکه مریض می کند و شفا می دهد. آنکه مرا آفرید و هدایت کرد و .... اینها همه معجزات اوست.

۸:۴۵ صبح:
اما گاهی هم دوست داریم در زندگی ما معجزه ای رخ بدهد و تغییری در ما ایجاد شود و انسان بهتری شویم. این معجزه چیزی نیست جز تصمیم خود ما و دعا. باید از خداوند بخواهیم و عاجزانه دعا کنیم که ما را در راهی که انتخاب کرده ایم کمک کند و آرام آرام شروع به عمل کنیم. و باید بدانیم که این معجزه به یک باره اتفاق نمی افتد و باید در یک فرایند تدریجی و آرام پیش برود. چون در معجزات فردی و تغییرات روحی، آنچه مهم است خود تغییر نیست بلکه مهم دوام آنچه تغییر یافته است. مثلا این مهم نیست که من بتوانم هزار عادت رفتاری جدید را در یک روز در خود ایجاد کنم بلکه این مهم است که بتوانیم یک عادت را آنچنان در خود ایجاد کنم که تا آخر عمر ادامه داشته باشد.
لازم نیست که از اول شروع کنم به نماز شب خواندن بلکه همینکه عادت کنم که نماز صبحم قضا نشود و این تا آخر عمر ادامه داشته باشد خیلی خوب است یا اینکه مثلا عادت کنم به اینکه در هر شرایطی نماز اول وقت بخوانم. معجزه های فردی با کارهای کوچک و آرام آرام است و گاهی نیاز به همراه و مشوق دارد.

خدایا کمک کن به سوی تو حرکت کنیم و برای تو

weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | دوشنبه نوزدهم فروردین 1387
موضوع:
مطالب کوتاه اخلاقی ، عرفانی| لينک ثابت
دلیل
تنها دلیلی که می توانم در راه درسی و علمی ای که پیش گرفته ام تاب بیاورم و با سختی های آن بسازم و ادامه دهم خداست. وقتی که سر کلاس می نشینم و استاد شروع به بیان اصطلاحات پیچیده و عجیب می کند و می دانم که نه منتظر تمام شدن کلاس هستم که پس از آن دوباره آغاز کلاسی دیگر است و نه منتظر گرفتن مدرکی که بعد از آن دوباره تکاپو برای گرفتن مدرکی دیگر است و نه بیرون از کلاس خبری است که بیرون رفتن از آن مرا از آن خبر مطلع کند، پس آرام می نشینم و با او خلوت می کنم و می گویم خدایا برای تو! و این ذهن مرا بسیار متمرکز می کند و آرام. شاید تنها امیدم به خواندن این درسها گشودن پرده ای از اسرار هستی باشد و فهمیدن پرده ای از پرده های راز آفرینش و یا گشودن گره ای از کار بنده های خدا و راه نمودن به راه گم کرده ای در بیابان دنیا. و جز اینها، همه انتظار بازگشت است و نگاهی منتظرانه به آینده...

weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | یکشنبه هجدهم فروردین 1387
موضوع:
شخصی| لينک ثابت
خوشم که آنگونه است که او می خواهد
همینکه انسان بداند آنچه که در حال اتفاق افتادن است، در حضور خداوند است و تحت تدبیر و برنامه ربزی او انجام می شود و خواسته خداوند این بوده که اینگونه اتفاق بیفتد انسان را آسوده و دلگرم می کند
گاهی بخاطر اینکه مسائل آنگونه که ما می خواهیم اتفاق نمی افتد، دلتنگ می شویم. ماندن را دوست داشتیم و رفتیم، رفتن را دوست داشتیم و ماندیم. گفتن را دوست داشتیم و مجبور به سکوت شدیم، سکوت را دوست داشتیم و به سخن آمدیم و .... اما اگر بدانیم که اینها همه در تدبیر آن دلدار مهربان است و مطابق آنچه او می خواهد، آرام می شویم و راضی.
چون او می خواست اینگونه شد پس بی تابی مکن و آرام بمان تا نتیجه ی زیبایش را با هم ببینیم

خدایا کمک کن که با تو باشیم و همیشه راضی به رضای تو

weblog.ziaei.ir وبلاگ شخصی
philosophy.ziaei.ir وبلاگ فلسفه و کلام اسلامی
نويسنده: مجيد ضيايي | شنبه هفدهم فروردین 1387
موضوع:
شخصی| لينک ثابت